دانلود کتاب آیا تو آن گمشده من هستی اثر باربارا دی آنجلیس

📖عنوانآیا تو آن گمشده من هستی
نویسندهباربارا دی آنجلیس
🌐زبانفارسی
📄تعداد صفحه245
❤️ 💝

این کتاب را رایگان دریافت می‌کنید — کمک شما، ادامه راه ماست

پرشین پی‌دی‌اف بدون تبلیغات مزاحم و با هزینه شخصی اداره می‌شود. اگر این کتاب برایتان مفید بود، با یک حمایت کوچک به ما کمک کنید تا هزاران کتاب رایگان دیگر را برای جامعه فارسی‌زبان منتشر کنیم.

حمایت مالی از پرشین پی‌دی‌اف
🔒 پرداخت امن 💚 هر مبلغی، ارزشمند است 📚 صرف انتشار کتاب رایگان

📥 دانلود رایگان آیا تو آن گمشده من هستی

این کتاب کاملا رایگان برای دانلود قرار گرفته است

دانلود آیا تو آن گمشده من هستی
حجم 4.46 مگابایت
فرمت ZIP

📖 توضیحات کتاب

بخش ادرک انتخاب های عشقی تان در برابر همسر آینده تان نشسته اید از نگاهش می خوانید که نگران است به او چه پاسخ خواهید داد و همچنان که به خطوط چهره ی او خیره شده اید ، به آینده ی این رابطه می اندیشید . می دانید که می خواهد با شما ازدواج کند و شما دوستش دارید و زندگی بدون او را نمی توانید تصور کنید اما فکر ازدواج با او ، شما را تا سر حد مرگ می ترساند .چه پیش خواهد آمد اگر به او قول ازدواج بدهید ، و بعدا دریابید که شخص دیگری نیز وجود دارد که با او تفاهم بیشتری دارید ؟ چگونه می توانید اطمینان حاصل کنید که او همان شخصی است که شما می خواهید ؟ شما و همسرتان مشغول خوردن شام و تماشای یک فیلم از تلویزیون هستید . تمام هفته این اولین فرصتی بوده است تا با یکدیگر تنها باشید . مشکل می توانید باور کنید ماه بعد دهمین سالگرد ازدواج شما با هم است ده سال خوبی بوده است و گرچه مشکلات بزرگی در این ازدواج مشهود نیست . بعضی اوقات به این می اندیشید که آیا انتخاب درستی کرده اید ؟ شما او را دوست دارید ، اما نه به اندازه ی اولین باری که او را دیدید . شما به او که نشسته است ، نگاهی می اندازید و از خود می پرسید که آیا واقعا خوشبخت اید و یا اینکه فقط زندگی تان تأمین است ؟ آیا شما با فرد دیگری خوشبخت تر نبودید ؟ آیا او واقعا همسر مطلوب شماست ؟ در دفتر وکیل تان نشسته اید و به اوراق طلاق خود نگاه می کنید . همین که آن ها را امضاء کنید ، ازدواجتان به طور رسمی پایان می پذیرد . قلم در دستانتان می لرزد و چشمهایتان از اشک پر می شود سیل خاطرات بی شمار ، در ذهن تان جاری می شود شبی که به خواستگاری تان آمد و از شما خواست با او ازدواج کنید ، احساس شادی ای که روز عروسی تان داشتید ، شوقی که با آن اولین خانه تان را رو به راه کردید ، احساس صمیمیتی که هنگام تولد فرزندتان داشتید احساس امنیتی…….

3.7/5 - (21 امتیاز)

💬 نظرات کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
این کتاب را خوانده‌اید؟

در ویگل دربارهٔ آن حرف بزنید

شبکهٔ اجتماعی کتاب‌خوان‌های ایران

در ویگل خواندن با بستنِ کتاب تمام نمی‌شود: کتاب‌هایتان را در قفسهٔ شخصی بچینید، جمله‌های ماندگار را نقل‌قول کنید و با هم‌سلیقه‌هایتان هم‌کلام شوید.

  • قفسهٔ شخصی
  • نقل‌قول‌ها
  • نقد و گفت‌وگو
  • باشگاه کتاب
  • کتاب ماه