دانلود کتاب دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی
| عنوان | دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی |
| نویسنده | احمد کسروی |
| زبان | فارسی |
| تعداد صفحه | 95 |
این کتاب را رایگان دریافت میکنید — کمک شما، ادامه راه ماست
پرشین پیدیاف بدون تبلیغات مزاحم و با هزینه شخصی اداره میشود. اگر این کتاب برایتان مفید بود، با یک حمایت کوچک به ما کمک کنید تا هزاران کتاب رایگان دیگر را برای جامعه فارسیزبان منتشر کنیم.
حمایت مالی از پرشین پیدیاف ←📥 دانلود رایگان دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی
این کتاب کاملا رایگان برای دانلود قرار گرفته است
📖 توضیحات کتاب
در پیشگفتار کتاب دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی می خوانیم:
در سوم شهریورماه ۱۳۲۰ که دولتهای روس و انگلیس بدست آویز گرایش رضا شاه به آلمان و بخواست پنهانی «یاری رساندن به دولت شوروی» ایران را اشغال کردند و رضا شاه به ناچار از پادشاهی کناره گیری کرد، داستان محاکمه پر سر و صدا و جنجالی سرپاس مختاری و پزشک احمدی و دیگران پیش آمد و زمانی دیدگان را به آن سو کشاند.
شادروان احمد کسروی وکیل تسخیری پزش ک احمدی و مختاری بوده و ناگزیر بایستی از پرونده بزهکاران دفاع قانونی نماید، کاری که از دیدگاه بسیاری از ایرانیان برای او جز زیان چیز دیگری نداشت زیرا افکار عمومی آنان را بحق یا به ناحق محکوم کرده بود، با اینحال فرصتی برایش پیش آورد که توانست گوشه ای از انگیزه های عقب ماندگی تودۀ ایران و پیدایش دیکتاتوری را روشن گرداند و خائنین را بشناساند.
احمد احمدی (زاده ۱۲۶۶ مشهد – درگذشته ۱۳۲۳ تهران) معروف به پزشک احمدی، پرستار و پزشک تجربی در زمان پهلوی اول بود، که در دورهای بعنوان پزشک زندان قصر فعالیت میکرد. پس از تبعید رضاشاه، احمدی به اتهام دست داشتن در قتل چند زندانی سیاسی همچون عبدالحسین تیمورتاش، جعفرقلیخان سردار اسعد و محمد فرخی یزدی، محاکمه و اعدام گردید.



















سلام ووقت بخیر ؛به نظر من قبول وکالت از دونفر جنایتکار وشکنجه گر ،فاقد هرگونه توجیه منطقی وعقلی است وکیل مثل پزشک نیست که الزاما وخلاقا باید در صورت مقتضی،برای معالجه وبهبودی حتی دشمنش اقدام کند .وکیل باوجدان کسی است که بعداز تشخیص حق نزد موکل خود واینکه ادله اثبات حق وی فراهم باشد به دفاع از موکل قیام کند .هر متهمی حق دارد از وکیل مدافع برخوردار باشد ویکی از شروط محاکمه عادلانه دخالت وکیل ودفاع از متهم است اما اینگونه نیست که بدون تشخیص واقع امر از کسی که دلایل کافی بر توجه اتهام به وی محرز است ؛دفاع کند .بدیهی است همچنانچه شمانیز متذکر شده اید ،در شرایط ازادی نسبی بعد از شهریور بیست ،کسروی با انگیزه همذات پنداری وهمگرایی با رژیم رضا شاهی ،قبول وکالت کرده ولاغیر .سلامت باشید .
ایا وظیفه وکیل چیست ؟ اوباید از شخص بی دفاع در برابر قانون و با استفاده از حقوق قانونی وی دفاع کند وظیفه وکیل قضاوت و جانبداری نیست . در دادگستری فرشته عدالت با چشمان بسته از قانون محافظت میکند .
بدخواهیهای بیمعنی
بدخواهان ما که نه آن دل پاک میدارند که بیایند و با ما همدست گردند و نه آن توانایی که از روبرو درآیند و بگفتههای ما پاسخی دهند ، همیشه درپی فرصت میباشند که دستاویزی پیدا کنند و بزباندرازی پردازند ، و بتازگی چون در روزنامهها محاکمهی پزشک مجاز احمدی را که متهم بکشتن سردار اسعد است نوشته و آقای کسروی را وکیل مدافع او نشان دادهاند همین را عنوانی ساختهاند و بدنهادانه سخنانی میگویند. از همینجا اندازهی بدبختی این توده و بدنهادی دشمنان ما نیک پیداست. زیرا :
1ـ در این سی و اند سال که قانونهای عدلیه در ایران روانست اینان هنوز ندانستهاند که متهمی تا در دادگاه محکوم نشده نباید او را مجرم شناخت و چهبسا که اتهام بیپا درآید و یا متهم را عذر قانونی در دست باشد. ببینید تا چه اندازه بیچاره و سستنهادند که همانکه اتهامی را در روزنامه نوشتند و هو کردند انبوه مردم آن را ثابت شده میشمارند و در پیرامون آنْ سَهِشها [=احساسات] از خود مینمایند. یکی نمیپرسد : اگر چنینست دیگر چه نیازی بدادگاه و محاکمه میباشد؟!.
2ـ در این سی و اند سال آن را ندانستهاند که متهمی اگرچه گناهش نیز مسلم باشد (مثلاً کسی را درمیان صدها کسان بکشد) باز باید او را بمحاکمه کشید و برایش وکیل برگزید. زیرا گذشته از خود جرم باید در انگیزههای آن گفتگو شود و باید حال متهم در هنگام جرم دانسته گردد.
3ـ در این سی و اند سال ندانستهاند که برگزیدن وکیل برای متهم نه بپاس او بلکه بپاس قانونست ، بپاس عدالت است. ندانستهاند که جرم متهم هرچه بزرگتر باشد باید وکیل زیرکتر و بافهمتری برایش برگزید.
4ـ ندانستهاند که پذیرفتن وکالت از یک متهمی دلالت ندارد که وکیل هوادار او میباشد و از اساس جرم دفاع خواهد کرد.
اینها هر یکی نادانی دیگری از این مردم بدبختست. نشان دیگری از آلودگی و تیرهدرونی انبوه توده میباشد. دیگران بمانند ، انبوهی از درسخواندگان چنین نادانیها را از خود نشان میدهند.
اما داستان احمدی ، نخست باید بگوییم که وکیل او آقای محیط است و آقای کسروی برای کمک او برگزیده شده. آنچه در روزنامهها نوشتهاند از روی غرض است. دوم باید بگوییم که چه آقای محیط و چه آقای کسروی هر دو را دیوان جنایی برگزیده است که از روی قانون ناگزیر از پذیرفتن بودهاند. احمدی کسی نیست که پول به وکیل دهد و به هر حال این وکالت اجباری و مجانیست.
دفتر پرچم (دفتر یکم دیماه 1322)