دانلود کتاب ۲۵ داستان باستانی

📖عنوان۲۵ داستان باستانی
🌐زبانفارسی
📄تعداد صفحه141
❤️ 💝

این کتاب را رایگان دریافت می‌کنید — کمک شما، ادامه راه ماست

پرشین پی‌دی‌اف بدون تبلیغات مزاحم و با هزینه شخصی اداره می‌شود. اگر این کتاب برایتان مفید بود، با یک حمایت کوچک به ما کمک کنید تا هزاران کتاب رایگان دیگر را برای جامعه فارسی‌زبان منتشر کنیم.

حمایت مالی از پرشین پی‌دی‌اف
🔒 پرداخت امن 💚 هر مبلغی، ارزشمند است 📚 صرف انتشار کتاب رایگان

📥 دانلود رایگان ۲۵ داستان باستانی

این کتاب کاملا رایگان برای دانلود قرار گرفته است

دانلود ۲۵ داستان باستانی
حجم 2.67 مگابایت
فرمت PDF

📖 توضیحات کتاب

روزی بود و روزگاری بود. در زمانهای گذشته دختری بود که مادر نداشت اما یک پدر و یک زن پدر داشت. پدر این دختر از مال
دنیا فقط یک گاو ماده داشت که از شیر آن گاو امرار معاش میکردند. هر روز صبح آن دختر گاو را به چرا میبرد و نزدیک غروب
به خانه برمیگشت. یکروز نزدیک ظهر بود دختر به یک باغ زیبائی رسید. از قضای روزگار آن روز پسر پادشاه به آن باغ آمده بود برای شکار. سواران و همراهان پسر پادشاه از کنار آن باغ گذر کردند. دختر نیز که در اطراف باغ مشغول چراندن گاو بود صدای پای اسبهای آنها را که شنید، دست پاچه شد و خواست که از سر راه آنها کنار برود اما در همین موقع لنگه کفش او جا ماند. در
این موقع پسر پادشاه از اسب پیاده شد و لنگه کفش را برداشت و با خود برد. دختر مثل همیشه اما با یک لنگه کفش برگشت به
خانه. پسر پادشاه هم لنگه کفش را برد و به مادرش
داد. و گفت: این را به کنیزها بده تا برود صاحب این لنگه کفش را پیدا کنند
و بعد او را برای من خواستگاری کنید.
مادر آن را گرفت و به کنیزها داد و همانطور که پسرش گفته بود به آنها گفت. آنها از فردای آنروز به در غلا های شهر میرفتند و
به هر غلاتی که میرسیدند، در را میزدند و لنگه کفش را نشان میدادند تا به در غلای آن دختر رسیدند. دختر آنروز چون کفش……

4.8/5 - (5 امتیاز)

💬 نظرات کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی