دانلود کتاب سایه مغول اثر صادق هدایت

📖عنوانسایه مغول
نویسندهصادق هدایت
🌐زبانفارسی
📄تعداد صفحه9
❤️ 💝

این کتاب را رایگان دریافت می‌کنید — کمک شما، ادامه راه ماست

پرشین پی‌دی‌اف بدون تبلیغات مزاحم و با هزینه شخصی اداره می‌شود. اگر این کتاب برایتان مفید بود، با یک حمایت کوچک به ما کمک کنید تا هزاران کتاب رایگان دیگر را برای جامعه فارسی‌زبان منتشر کنیم.

حمایت مالی از پرشین پی‌دی‌اف
🔒 پرداخت امن 💚 هر مبلغی، ارزشمند است 📚 صرف انتشار کتاب رایگان

📥 دانلود رایگان سایه مغول

این کتاب کاملا رایگان برای دانلود قرار گرفته است

دانلود سایه مغول
حجم 0.19 مگابایت
فرمت PDF

📖 توضیحات کتاب

بنظر شاهرخ جنگل هم ترسناک هم گوارا بود. بدنه درختها خزه سبز مغز پسته ای روئیده بود.برگهای خشک کم کم، خرده خرده تجزیه شده و خاک سیاه رنگی تشکیل میداد که از زیر آن، از لابلای آن ،سبزه ها خودرو بیرون آمده بود. بوئی که در هوا پراکنده میشد، بوی سردابه های نمناک، برگ قهوه ای رنگ پوسیده بود که زیر آنها پر بود از حشرات کوچک،سوسکهای سیاه و خاکستری، پشه های درشت با پاهای دراز ، کمر باریک و بالهای شفاف، آن بالا، در روشنائی خورشید میچرخیدند. گودال پائین چشمه کوچک از لجن سیاه و برگهای پوسیده انباشه شده بود. گاهگاهی حبابهای درخشان روی آب میآمد و میترکید ولی آب خود چشمه، آب باریکی که از زیر سنگریزه ها میجوشید و بیرون می آمد روشن و درخشان بود. شاهرخ خم شد.دست چپش را در آب چشمه فرو برد، آب خنک پوست دست او را نوازش کرد و این احساس مانند جریان برق بتمام تنش سرایت کرد. مثل این بود که خستگی او را بیرون میکشید. پنج روز بود که شاهرخ در میان جنگل هر از پی» ویلان و سرگردان با زخم بازویش بدون اراده پرسه میزد…

4.3/5 - (24 امتیاز)

💬 نظرات کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
این کتاب را خوانده‌اید؟

در ویگل دربارهٔ آن حرف بزنید

شبکهٔ اجتماعی کتاب‌خوان‌های ایران

در ویگل خواندن با بستنِ کتاب تمام نمی‌شود: کتاب‌هایتان را در قفسهٔ شخصی بچینید، جمله‌های ماندگار را نقل‌قول کنید و با هم‌سلیقه‌هایتان هم‌کلام شوید.

  • قفسهٔ شخصی
  • نقل‌قول‌ها
  • نقد و گفت‌وگو
  • باشگاه کتاب
  • کتاب ماه