دانلود کتاب سه قطره خون اثر صادق هدایت

10,000 تومان

📖عنوانسه قطره خون
نویسندهصادق هدایت
📅سال چاپ1333
🌐زبانفارسی
📄تعداد صفحه173
پیشنهاد ویژه
👑

یک‌بار اشتراک، دسترسی نامحدود به کل کتابخانه

به‌جای خرید این کتاب به صورت تکی، با خرید اشتراک ویژه VIP به تمام کتاب‌های پولی پرشین پی‌دی‌اف به صورت رایگان و نامحدود دسترسی داشته باشید. هم در هزینه‌هایتان صرفه‌جویی می‌کنید، هم به ما در ادامه راه کمک می‌کنید.

📚 دسترسی به هزاران کتاب پولی
دانلود نامحدود و فوری
🎁 حمایت از انتشار محتوای فارسی
👑 دریافت اشتراک ویژه VIP

💡 با هر اشتراک، به انتشار کتاب‌های رایگان بیشتر کمک می‌کنید.

🔒 دسترسی محدود برای دانلود

برای دانلود فایل اصلی این کتاب، باید آن را خریداری کنید یا از اشتراک ویژه استفاده نمایید. فایل‌های نمونه (با علامت * در نام) برای همه قابل دانلود است.

دانلود فوری این کتاب با خرید آنلاین
حجم 4.86 مگابایت
فرمت PDF
دانلود فوری این کتاب با خرید آنلاین
حجم 4.13 مگابایت
فرمت MP3

📖 توضیحات کتاب

سه قطره خون مجموعه چند داستان کوتاه از صادق هدایت نویسنده شهیر ایرانی است. این اثر روایتگر افراد مختلفی است که گرفتار هنجارها و ناهنجاری های اجتماعی شده اند و از محیط اطراف خود در رنج و عذاب هستند.

داستان اول سه قطره خون نام دارد و عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده است. راوی داستان، جوانی به نام احمد است که در بیمارستان روانی به سر می برد. احمد در خلال صحبت های خود از آرزوها و تصوراتش می گوید و آن ها را حقیقت می پندارد. صادق هدایت در این روایت به افسانه ای کهن روی می آورد و تلاش می کند با استفاده از اسطوره ها منظور خود را منتقل کند. این اثر یکی بهترین داستان های این مجموعه است و پایانی غافلگیر کننده دارد. در بخشی از این کتاب می خوانیم:

دیروز بود که اطاقم را جدا کردند ، آیا همانطوریکه ناظم وعده داد من حالا بکلی معالجه شده ام و هفته دیگر آزاد خواهم شد ؟ آیا ناخوش بوده ام و یکسال است ، در تمام این مدت هر چه التماس میکردم کاغذ و قلم میخواستم بمن نمیدادند . همیشه پیش خودم گمان میکردم هر ساعتی که قلم و کاغذ بدستم بیفتد چقدر چیزها
که خواهم نوشت … ولی دیروز بدون اینکه خواسته باشم کاغذ و قلم را برایم آوردند. چیزی که آنقدر آرزو میکردم ، چیزیکه آنقدر انتظارش را داشتم ..! اما چه فایده – از دیروز تا حالا هر چه فکر میکنم چیزی ندارم که بنویسم . مثل اینست که کسی دست مرا میگیرد یا بازویم بی حس میشود . حالا که دقت میکنم ما بین خطهای در هم و بر همی که روی کاغذ کشیده ام….

4/5 - (52 امتیاز)

💬 نظرات کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
Abolfazl
Abolfazl

بسیار عالی بود مخصوصا صدای گوینده

Abolfazl
Abolfazl

تشکر از سایت پرشین پی دی اف اما مثل اینکه کتاب سانسور شده از قرار معلوم اون چیزی که من فهمیدم ۳ قطره خون به سیاوش رخساره خود راوی(میرزا احمد خان اشتباه نکنم) اشاره داره که مدام میرزا احمد خان شخصیت خودشو با دیگر عوضی میگیره این مثلث عشقی اخر سر مانند عشق بازی نازی با جفتش منجر به مرگ جفتش می شود یا با قید مکان ادم میفهمه که (درست یکسال است) که این پیشامد هولناک ۱ سال پیش رخ داد