همین حالا یکی دو تا کتاب تاریخ گیر بیاور و ببین پنج شش تا جنگ بزرگ، چهطور شروع شدهاند: جنگ، معمولا نتیجهی یک روند منطقی و گاه ناگزیر است، اما آن اتفاقی که جنگ با آن شروع میشود، همیشه یک حادثهی احمقانه است.
داستانی که با یک حادثهی احمقانه شروع میشود، احمقانه هم ادامه مییابد و احمقانه هم تمام میشود.
هر وقت دیدی که یک قدرت بزرگ در بالهای قدرت کوچکی میدمد و هندوانه زیر بغلش میگذارد، بدان که میخواهد نابودش کند.
چند سالی است که از در و دیوار جهان حماقت میبارد.
منتظر آن حادثهی کوچک احمقانه باشیم.
فریب صلح از تعظیم مغروران مخور «بیدل»
رگ گردن چو برخیزد، به عزم جنگ برخیزد!
داستانی که با یک حادثهی احمقانه شروع میشود، احمقانه هم ادامه مییابد و احمقانه هم تمام میشود.
هر وقت دیدی که یک قدرت بزرگ در بالهای قدرت کوچکی میدمد و هندوانه زیر بغلش میگذارد، بدان که میخواهد نابودش کند.
چند سالی است که از در و دیوار جهان حماقت میبارد.
منتظر آن حادثهی کوچک احمقانه باشیم.
فریب صلح از تعظیم مغروران مخور «بیدل»
رگ گردن چو برخیزد، به عزم جنگ برخیزد!
نظرها
هنوز نظری نیست.
وارد شوید تا نظر بنویسید.