پرشین پی‌دی‌افکتابخانهٔ دیجیتال فارسی

دربارهٔ کتاب گفت و گو در باغ

گفت وگو در باغ کتابی است از مترجم، پژوهشگر و نویسنده ی سرشناس ایرانی، "شاهرخ مسکوب"، که در آن مخاطب را به یک سفر خیال پردازانه و مملو از تصویرسازی های منحصر به فرد شاعرانه خواهد برد.

گفت وگو در باغ حاصلی از گفت و شنود "شاهرخ مسکوب" با فرهاد، دایی نویسنده است که همزمان با تماشای تابلوهای نقاشی او رخ می دهد. نقاشی هایی که در همه ی آن ها باغ دیده می شود و شاید به ظاهر همه ی این نقاشی ها، تابلویی از یک باغ باشند اما در ذات و نهاد با یکدیگر فرق می کنند. باغ هایی که "شاهرخ مسکوب" در این اثر برای خواننده توصیف می کند، همگی از خیال نشات گرفته اند. هیچ کدام ار روی یک طرح قبلی به تصویر در نیامده اند و هر یک آفرینشی مجزا و جدید دارند. به عبارتی این مفهوم در "گفت وگو در باغ"، خیالی است که عواطف، خاطره ها و تجربیات گذشته را که نابود شده اند، باز به دنیا می آورد و این بار آن ها را از دریچه ی هنر احیا می کند.

گرچه به ظاهر "گفت وگو در باغ"، گفت و گوهای "شاهرخ مسکوب" پیرامون نقاشی و خیال و هنر است، اما در واقع این قالب انتخاب شده تا وی دغدغه های خویش را بازگو کند. دغدغه هایی نظیر وابستگی احساسی یک انسان به یک مکان، افسوس گذشته، مامن ذهنی و فاصله از آنچه می خواهیم تا آنچه پیش روی ماست. او از تمام چیزهایی که در درون ما دفن شده اند ولی هنوز زنده اند سخن می گوید و این زیست و هستی را که وابسته به مکان و زمان شده، به چالش می کشد.

داستان گفت وگو در باغ حاصل گفتگوی مسکوب با دایی اش فرهاد در حین دیدن تابلوهای نقاشی اوست. نقاشی ها همه از باغ اند. باغ هایی ظاهرا یکسان اما در ذات متفاوت. باغ هایی که مسکوب از آن ها می گوید و برایمان تصویرسازی می کند، وهم و خیال انسان اند. از روی طرحی پیشین کشیده نشده اند. بلکه خلق شده اند. به نوعی باغ در اینجا خیالی است از گذشته، خاطرات و عواطف و تجربیاتی که از بین رفته، و حالا با بازسازی دوباره اش از دریچه هنر و خیال، به آن چنگ می زنیم تا حفظش کنیم. برای این است که می شود گفت: «انسان در باغ نیست، بلکه این باغ است که در انسان حضور دارد!»

هر انسانی به چنین خیالی نیاز دارد تا به آن سرک بکشد.

در جایی از کتاب می خوانیم که در جوانی، باغ در تنِ ماست. باغِ بهاری که ما آن را تجربه می کنیم، ولی تن هنوز آگاهی نسبت به این موضوع ندارد. پس متوجه این شرایط نیستیم. وقتی که تن به فصلِ خزان و نابودی اش برسد، باغِ بهار در ذهن و روحِ انسان جای می گیرد، و آنجا جایی ست که آگاهی تازه از راه می رسد. اما درست زمانی که باغِ بهار، ما را ترک کرده است!

پس به ناچار مجبوریم که با این آگاهی، گردن آویزِ خاطرات شویم. و این آگاهی در عین شیرین بودنش، طعمِ تلخِ آرزوهای بازنیافته گذشته را به همراه دارد. به واقع ما در ادامه زندگیمان، در خزانِ نابودی، فقط با تصور بهارهایی که از سر گذرانده ایم زنده می مانیم. وقتی واقعیت روبه رویمان، به چیزی جز زمستان و بی برگی نمی رسد، ساختن یک باغ سبزِ زنده در ذهن، و پناه بردن به آن، شاید آخرین تلاش ذهن برای تاب آوردن تن باشد. حالا شاید بهتر درک کنیم که چرا هر انسان به یک باغ خیال نیاز دارد.

مسکوب گفتگوهایش درباره نقاشی را بهانه ای قرار داده تا از دغدغه هایش بگوید. از تعلق خاطرِ انسان به یک مکان، از پناهگاه امنِ ذهنش، از حسرت گذشته، از فاصله خواسته ات تا چیزی که در روبه رویت است، از مردگانی که در تو زنده اند و ادامه دارند، و از هستی مشروط شده ما به مکان و زمان.

کتاب گفت وگو در باغ آنقدر شاعرانه و لطیف است و پر از تعبیر، که بعید می دانم به خوبی بتوان نامی روی آن گذاشت. شما مادامی که این کتاب را می خوانید، در آن غرق اید، و وقتی از این آب بیرون می آیید توانایی بازگویی از آنچه که در آن سیر می کردی را ندارید. چون تجربه ای رویا گونه است. تاثیر لطیفش را می گذارد و می رود. درست انگار از آبی بیرون آمده باشید تنها ببینید که تنتان خیس شده است.

دومین موضوع مورد توجه کتاب، مشروط بودن هستى ما در بُعدِ زمان و مکان است. هر زمانى را که در خاطر به یاد می آوریم در مکان بخصوصى سپری شده و هر مکانى، زمانى را که در آن بودیم بر دوش می کشد. در واقع زمان و مکان از هم تغذیه می کنند و رسوبشان در ذهن ته نشین می شود.

در قسمتی از کتاب می خوانیم:

وقتى معناى مکان را از دست بدهى، حسِ زمان را هم از دست داده اى، همانطور که هستىِ ما مشروط به زمان و مکان است. درک و دریافتِ این دو در عمقِ ذهنِ ما هم لازم و ملزوم و همزادِ یکدیگرند. هر زمانِ با معنا و جاندار، در مکانى سپرى شده، حتى اگر جایگاهِ آن را از یاد برده باشیم. همچنین وقتى به یادِ مکانى میفتیم که به نحوى آن را زیسته ایم، در آن مرگ، عشق یا شادى و نومیدى را آزموده ایم. چنین مکان هاى ویژه اى، زمان هاى ویژه ى خود را دارند که شاید دمِ نظر نباشند. ولى رسوبشان در بُنِ ذهن کارِ خودش را مى کند. به زبانِ دیگر، زمان و مکان وجودِ بالقوه ى یکدیگر را فعلیت مى بخشند.

گفت وگو در باغ تجربه ای ناب برای کسانی است که ادبیات ِدغدغه مند را به طور جدی دنبال می کنند.

دربارهٔ شاهرخ مسکوب

تا امروز ۹ کتاب از نوشته‌های شاهرخ مسکوب در پرشین پی‌دی‌اف منتشر شده است؛ از جمله «دانلود کتاب روزها در راه اثر شاهرخ مسکوب + 2 جلدی»، «کتاب مرتضی کیوان» و «خوشه های خشم». شاهرخ مسکوب هم نویسنده است و هم مترجم: ۸ کتاب تألیف و ۱ کتاب ترجمه. سال انتشار این کتاب‌ها از ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۲ است. بیشتر آن‌ها در دستهٔ «شعر و ادبیات» و «خاطرات، سفرنامه و زندگینامه» قرار دارند. این آثار با ترجمهٔ عبدالرحیم احمدی به فارسی منتشر شده‌اند. ناشر این کتاب‌ها بیشتر نشر امیرکبیر، نشر باغ آینه و نشر خاوران بوده است. ۶ کتاب رایگان است و بقیه با خرید یا اشتراک ویژه در دسترس‌اند.

همهٔ کتاب‌های شاهرخ مسکوب

کتاب‌های دیگر شاهرخ مسکوب

همه

پرسش‌های متداول

آیا دانلود کتاب گفت و گو در باغ رایگان است؟

بله، کتاب گفت و گو در باغ کاملاً رایگان در پرشین پی‌دی‌اف برای دانلود قرار گرفته است و می‌توانید بدون نیاز به پرداخت آن را دریافت کنید.

نویسنده کتاب گفت و گو در باغ کیست؟

کتاب گفت و گو در باغ اثر شاهرخ مسکوب است.

کتاب گفت و گو در باغ چند صفحه دارد؟

این کتاب ۹۷ صفحه دارد.

فرمت دانلود کتاب گفت و گو در باغ چیست؟

کتاب گفت و گو در باغ در پرشین پی‌دی‌اف با فرمت PDF با کیفیت بالا قابل دانلود است و قابل مطالعه آنلاین در سایت نیز می‌باشد.

کتاب‌های مشابه

نظر خوانندگان

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

نظر شما

امتیاز

نظرها پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.