و گفت: به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنان که پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.
از کتابتذکره الاولیاء عطارمحمد استعلامی
و گفت: به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنان که پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.
از کتابتذکره الاولیاء عطارمحمد استعلامی
نقل است که کسی سفری خواست رفت. حاتم را گفت: مرا وصیتی کن. گفت: اگر یارخواهی تو را خدای بس، و اگر همراه خواهی کرام الکاتبین بس، اگر عبرت خواهی تو را دنیا بس، و اگر مونس خواهی قرآن بس، و اگر کار خواهی عبادت خدای تو را بس، و اگر وعظ خواهی تو را مرگ بس، و اگر این که یاد کردم تو را بسنده نیست دوزخ تو را بس.
و استاد بوعلی میگوید درخت خودروست که کسی او را نپرورده باشد، برگ بیارد ولیکن بار نیارد و اگر برگ بیارد بی مزه آرد.
مرد نیز همچنین باشد چون او را استاد نبوده باشد از او هیچ چیز نیاید.
و گفت: هر که ترک هوا گفت به حق رسید.
نظرها
هنوز نظری نیست.
وارد شوید تا نظر بنویسید.