این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهمترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است...
نتیجه این سیکل معیوب و تکراری که دائما داره تکرار میشه رو ما به بهای زندگی و جوونیمون پس دادیم و باعث شد که عمیقا با این جمله از "سارتر" همزادپنداری کنیم؛
من اصلاً نفهمیدم جوانی یعنی چه؟
یک راست از کودکی به سن کهولت رسیدم...
از کتابسال بلواعباس معروفی
نظرها
هنوز نظری نیست.
وارد شوید تا نظر بنویسید.