پرشین پی‌دی‌افکتابخانهٔ دیجیتال فارسی

به همین سادگی آدم اسیر می شود و هیچ کاری هم نمی شود کرد. نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید. همین جوری دوتا نگاه در هم گره می خورد و آدم دیگر نمی تواند در بدن خودش زندگی کند ، می خواهد پر بکشد .

برگزیدهٔ محمدعلی ناظری
جلد کتاب سال بلوا از کتابسال بلواعباس معروفی

نظرها

هنوز نظری نیست.

وارد شوید تا نظر بنویسید.

نقل‌قول‌های دیگر از این کتاب

همه

گفت: مرا یادت هست ؟
دویدم و در راه فکر کردم من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدم‌ها در یاد من زندگی می‌کنند و من در یاد هیچکس نیستم.

برگزیدهٔ محمدعلی ناظری

بچه که بودم خیال می‌کردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریده‌اند که من سرگرم باشم، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکه و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به وجود آمده‌اند.بعدها یکی یکی همه‌چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگ‌هام جاری بود که می‌گفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوش‌ها بود، خودش را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد. کاش تولد من هم می‌ماند برای بعد، به کجای دنیا بر می‌خورد؟

برگزیدهٔ محمدعلی ناظری

تو دلم گفتم کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند، دنیا به دست دروغگوها، پشت هم اندازها و حقه‌بازها اداره می‌شود.

برگزیدهٔ محمدعلی ناظری

صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم: دوست دارم ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود.
آدم ها حسودند
زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است...

برگزیدهٔ محمدعلی ناظری

مگر نمی‌‌شود آدم سال‌های بعد را به یاد بیاورد و برای خودش گریه کند؟

برگزیدهٔ محمدعلی ناظری

صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم : دوست دارم ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود
آدم ها حسودند زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است ...!

برگزیدهٔ شهاب فیض

گزارش تخلف

دلیل گزارش